معارف الهی بر اساس قرآن و اهلبیت علیهم السلام

ِ قَالَ رَسُولُ اللَّه‏(ص):«إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»

معارف الهی بر اساس قرآن و اهلبیت علیهم السلام

ِ قَالَ رَسُولُ اللَّه‏(ص):«إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ»

قَالَ رَسُولُ اللَّه‏(ص):«َ إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَیْتِی فِی أُمَّتِی کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ فِی قَوْمِهِ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق‏.»

پاسخ به هفت شبهه انتخاباتی

معمولا با نزدیک شدن ایام انتخابات، سوالات مختلفی از اعتراض به اصل نظام گرفته تا شخص کاندیداها در ذهن عده ای خودنمایی می کند. در این نوشتار هفت شبهه و سوال انتخاباتی که در دوره های اخیر انتخابات مطرح شده و توسط برخی شبکه های ماهواره ای تقویت می شوند، مطرح کرده و پاسخ می دهیم. شبهات مطرح شده عبارتند از:

- انتخابات در نظامی که ولایت فقیه دارد چه معنی دارد؟ چرا رهبر رئیس جمهور را انتخاب نمی کند؟

- با انتخاب خود، شریک گناه آن مسئول می شویم. پس شرکت نمی کنیم.

- در انتخابات شرکت می کنیم اما رای سفید می دهیم، چون نمی دانیم کدامشان مفیدند!

- چرا رای بدهم وقتی کاری نمی کنند و همه شان خرابکار از آب در می آیند! به خصوص در وضع اقتصادی کسی کاری نمی کند.

- چرا باید به اصلح رای داد وقتی شورای نگهبان همه را تایید کرده است؟

- چرا رهبر انقلاب می گویند حتی مخالفان هم رای بدهند؟ این نشانه ضعف نظام نیست؟

- نظام، رئیس جمهور را از قبل مشخص کرده و انتخابات فقط نمایش سیاسی برای نظام است. دیگر چرا رای بدهیم!

 

شبهه اول:

نظام ولایت مطلقه فقیه و انتخابات؟ یعنی چه؟ نظام رهبر دارد و هر جور صلاح می داند افراد را سر کار بیاورد! چرا دیگر رای بدهیم و انتخابات برگزار کنیم و اینهمه وقت و بودجه صرف کنیم؟

این سخن شبیه آن نظریه ایست که می گوید چرا رهبری جلوی فلان نماینده و وزیر و رئیس جمهوری را نمی گیرد؟ همچنان که برخی می گویند چرا پیامبر اکرم(ص) یا امام علی(ع) جلوی منافقین را نگرفت و آنها را به مردم معرفی نکرد تا شرشان از جامعه کم شود! و مگر ولایت، «مطلقه» نیست؟ اینان از به کار بردن واژه «استبداد» و «دیکتاتوری» هراس دارند و پرهیز می کنند. اما در واقع منظورشان همین است. حال پاسخ چیست؟

طرح این سوالات ناشی از بینش اعتقادی و نگرش فرد است. وقتی ما فهم درستی از ولایت و رهبری و امامت نداشته باشیم، همین گونه فکر می کنیم و مسئول همه چیز را رهبر جامعه می دانیم. با این نگاه،  العیاذ بالله به خداوند هم می توان اعتراض کرد. چون او هم می توانست شیطان را نیافریند! یا اگر آفرید، هنگام تمرد و خطا، او را نابود کند تا این مفاسد و گمراهی ها به وجود نیاید و همه بهشت بروند! اصلا خداوند مسئول همه مشکلات و مفاسد و دزدی ها و ظلم و جنایت های بشریت است! چون آنها را آفریده و جلویشان را نمی گیرد!

پاسخ اصلی آن است که نه خدا، نه پیامبر، نه امام معصوم و نه نائب امام در زمان غیبت، هیچ وقت افراد را مجبور به انجام یا ترک کاری نمی کنند. انسان ها عقل و اختیار و اراده دارند و باید خود مسیر بهشت و جهنمشان را انتخاب کنند. این سنت الهی است و نام این سنت در قرآن «آزمایش و امتحان» است: «الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُورُ»  یا می فرماید: «نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَة».

این آزمایش در دو عرصه اتفاق می افتد: فردی و اجتماعی. عرصه فردی، یعنی همان دو راهی های زندگی و اراده و تصمیمی که برای انتخاب مسیر خوب و بد، یا خوب و خوب تر، یا بد و بدتر صورت می دهیم. آزمایش اجتماعی، همان آزمایش ملت ها و امت هاست. امتحانی که خداوند با به وجود آوردن شرایطی، از گروهی از مردم در دو راهی ها و چند راهی ها می گیرد.

در روزگار ما، یکی از عرصه های آزمایش، همین انتخابات سیاسی است که بهترین مظهر مردمسالاری دینی است. البته تا زمانی که مردم به بلوغ عقلی و ایمانی برسند و خود با اختیار خودشان اختیار تمام امور را به دست امامشان سپارند؛ که شاید تا روز قیامت جز در عده ای از مردم محقق نشود. در شرایط فعلی که مردم نظام شاهنشاهی را سرنگون کردند و نظام اسلامی را به رهبری امام خمینی(ره) ایجاد کرده اند، باید امتحان خود را نیز پس بدهند. درست مانند زمانی که قرآن می فرماید: ستمگران پیشین از بین رفتند و حکومت و زمانه به دست شما افتاد تا خداوند ببیند شما هنری دارید؟ «ثُمَّ جَعَلْناکُمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ»

مشابه این آیه در سوره اعراف نیز آمده، اما با یک اضافه ای که حرف دل امروز بسیاری از مردم است. وقتی بنی اسراییل از فرعونیان نجات یافتند، مشکلاتشان هنوز برقرار بود و دچار سختی و قحطی بودند. به حضرت موسی(ع) گفتند: «أُوذینا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا» پاسخ خداوند این بود: همه امتحان است که خدا ببیند شما چه می کنید؟ «قالَ عَسى‏ رَبُّکُمْ أَنْ یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَ یَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ».

بنابراین لازمه اختیار و انتخاب و اراده انسان این است که در شرایط مختلف قرار بگیرد تا قدرت انتخاب داشته باشد و سرنوشت خودش را خودش رقم بزند. منتها در مسایل اجتماعی، سرنوشت ملت و جامعه را همگان رقم نمی زنند، بلکه واجدین شرایط رقم می زنند و برای بقیه تصمیم می گیرند. این از آفات دموکراسی است اما ظاهرا راه بهتری در زمان غیبت امام معصوم(ع) وجود ندارد. تصمیم گیری به دست مردم عاقل و بالغ، بهتر از تصمیم گیری عده ای خاص یا یک نفر خاص برای همه مردم جامعه است.

نکته بعدی اینکه برای سعادت یک جامعه نیاز به رهبر، قانون و مجری مناسب داریم. در ایران اسلامی، مردم به قانون رای دادند و نظامی را پذیرفته اند که بر مبنای اسلام اداره شود. رهبر و امام جامعه دارای شرایط خاص و زیر نظر خبرگان با مکانیزمی که فرصت بیانش نیست، جامعه را رهبری و مدیریت می کند. رهبر انقلاب حضرت امام(ره) و پس از آن مقام معظم رهبری هستند که هر چه می گذرد بر ایمان و اعتقاد دوست و دشمن بر شایستگی و لیاقت ایشان بیشتر می شود. قانون نیز تحت نظر اسلام شناسان وقت تنظیم و مورد تجدید نظر قرار گرفته و در صورت ضرورت و در مواردی جزیی با نظر شورای نگهبان تغییر یافته و می یابد. عمده مشکل بر سر اجرای قانون است؛ که رئیس جمهور کشور عهده دار آن است و طبق قانون با اختیاراتی که دارد می تواند آن را اجرا کند. بنابراین نباید با کلی گویی های بی اساس، اصل نظام و رهبری را به خاطر اشتباه مجریان مورد هجوم قرار داد.

با این مقدمه، شرکت در انتخابات و رای دادن هم حق ماست، چون اقتضای آزادی و اختیار بشریت است؛ و هم تکلیف ماست، چون آزمایش الهی و سیاسی است و نباید مردود شد. این حق و تکلیف شامل رهبر و ولی جامعه نیز می شود. به همین دلیل او نیز یک رای دارد و نمی تواند برای دیگران تصمیم گیری کند. انتخاب با خود مردم است. هر چه آنها خواستند، رهبری معظم نیز محترم می شمرند و اگر مشکلی پیش نیاید، آن را امضاء می کنند و انتخابات و انتخاب مردم توسط ولی فقیه، تایید می شود.

شبهه دوم:

برخی می گویند ما با انتخاب خود شریک گناهان و تقصیرات آن مسئول می شویم. لذا از اول شریک جرم نمی شویم!

به بیانی، این سخن صحیح است؛ و آن در صورتی است که شما کوتاهی کنید و تلاش خود را برای شناخت اصلح به کار نگیرید. اگر تلاش کردید و به نتیجه رسیدید، همان برای شما ماجور است و کوتاهی ها و کم کاری های فرد انتخاب شده، اگر رای بیاورد، به گردن شما نمی افتد. چون شما به خاطر این کارهای ناشایست به او رای ندادید. اما برخی هستند، با نیت ناصحیحی  به شخص خاصی رای می دهند، که در این صورت در تمام اعمال آن فرد مسئول شریک خواهند بود.

برعکس این مطلب نیز صادق است. یعنی اگر چنانچه فرد مسئول خدمات اجتماعی خوبی داشته باشد و مورد رضایت امام و رهبر جامعه باشد، شما در تمام آن کارها و خدمات شریک خواهید بود و از پاداش و ثوابش بهره می برید چون شما در انتخاب او سهم داشته اید. حالا اگر علاوه بر خورد، روشنگری کردید و دیگران را نیز به فرد مورد نظر هدایت کردید و رای او را زیاد کردید، ثواب آنها را نیز می برید. هر کس بیشتر تلاش کند، بیشتر ثواب می برد؛ چراکه خداوند به تلاش ها پاداش می دهد: «وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏»  و به همین دلیل اگر فرد مورد نظر شما رای هم نیاورد، باز تلاشتان ماجور است و نزد خدا هدر نرفته است.

بنابراین با این نگاه، ما مسئول قصور و تقصیرمان در انتخاب فرد و رای دادن به افراد هستیم و اگر چنانچه آن مسئول گناهی در حق مردم و جامعه مرتکب شود، ما نیز مسئول می شویم.  همه اینها در صورتی است که در وظیفه خود که تشخیص اصلح باشد کوتاهی کرده باشیم.

شبهه سوم:

ما رای سفید می دهیم چون واقعا نمی دانیم کدامیک راست و دروغ می گویند؟ در ضمن سخن رهبری را هم اطاعت کرده ایم!

شرکت در اصل انتخابات یک وظیفه و تکلیف شرعی است و این مساله شرعی، از سوی بسیاری از مراجع بارها بیان شده است. مقام معظم رهبری نیز در اهمیت این مساله فرمودند: انتخابات لیله القدر نظام است  چون سرنوشت انقلاب و دیگران را در مقطعی از زمان، همین رای دهندگان رقم می زنند. مبنای انتخابات در نظام ما این آیه شریفه است که سرنوشت مردم را به دست خودشان می داند: «إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ» . و این یک سنت دیگر الهی است. البته برگزاری انتخابات نیز نوعی مشورت با مردم است که در قرآن شریف نیز به آن دستور داده شده است: «وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمَ»  بنابراین مساله انتخابات، بسیار مهم است.

ما در بحث «آزمایش» یادآور شدیم که بالاخره در این دو راهی ها، باید راهی را انتخاب کنم که به نفع انقلاب و نظام اسلامی تمام شود. اگر چنین کردیم، انجام وظیفه شرعی شده و ارزش همین یک رای و معطل شدن در صف رای و قدم هایی که برداشته می شود، همه از اعمال مستحبی حتی نماز اول وقت و نمازشب و دعای کمیل و ندبه، بالاتر است. چون شرکت در انتخابات به حکم و امر ولی امر مسلمین وظیفه و واجب شرعی است،  اما آن اعمال هر چه ارزشمند هم باشد، مستحب است.

بنابراین اگر همین انتخاب کردن و رای دادن، برای تقویت نظام اسلامی، مخالفت با دشمنان نظام و اطاعت از رهبر نظام باشد، با نیت الهی صورت گرفته و دارای ثواب و اجر است. اما اگر در انتخاب یا در تشخیص اصلح کوتاهی کنیم، قطعا مواخذه می شویم.

رای سفید، کمتر از رای باطله و رای ندادن نیست؛ چون تاثیری در آراء کاندیداها ندارد. رای سفید، نوعی دوگانگی در گفتار و عمل است. رای دادن، یعنی نظام را قبول دارم؛ سفید دادن یعنی هیچ کدام از این افرادی را که نظام تایید کرده، قبول ندارم!! مانند آنکه بگوییم امام علی(ع) را قبول دارم، اما حرفهایش را قبول ندارم! مثل امروز که بسیاری افراد در مسئولیت های مختلف، نظام و امام و رهبری را قبول دارند، اما برخلاف نظام و امام و رهبری عمل می کنند و حتی حرف می زنند! یعنی حتی در حرف زدن هم مراعات نمی کنند و خلاف نظام و انقلاب موضع گیری می کنند. فقط با تابلو و شعار انقلاب به میدان می آیند. مثلا می گویند ما مطیع امر رهبریم، اما وقتی حضرت آقا دستور به مصرف کالای داخلی و یا حتی فتوای حرمت بر واردات کالای موجود ایرانی می دهند، باز مواد غذایی یا کالای مصرفی و لوازم خانگی که نمونه و مشابه ایرانی دارد وارد کنیم! و در زبان هم می گویند اطاعت از ولایت فقیه واجب است!

رای سفید در انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس و شوراها محکوم است و اگر هیچ دلیل دیگری نباشد، اقدام دشمن شاد کنی است و همین اندازه محل ایراد و اشکال است و اقدام دشمن شاد کن، برخلاف خواست امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری است. این کلمه قصار امام راحل(ره) است که فرمودند: «آن روزی را که آمریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت....معلوم می‌شود در ما اشکالی پیدا شده‌است. آن‌ها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم».  یا مقام معظم رهبری در ماجرای لیست انگلیسی خبرگان تصریح فرمودند: «در زمینه‌ی انتخابات، دشمنان دارند تلاش میکنند...مردم باید آگاه باشند و نقطه‌ی مقابل آنچه آنها میخواهند، عمل کنند».

شبهه چهارم:

چرا رای بدهم وقتی اثری ندارد و بعد هم خرابکار از آب در می آیند! همه ما را فریب می دهند و رای می گیرند، اما هر سال بدتر از پارسال! به خصوص در وضعیت اقتصادی که کسی به فکر مردم نیست!

نکته اول: البته همیشه انتخابات به معنای اصلاح وضعیت اقتصادی نیست. اما می تواند به عنوان یکی از برنامه های کاندیداها به ویژه در انتخابات ریاست جمهوری، قرار گیرد. نماینده مجلس یا شورای شهر نمی تواند درباره مسایل کلان مسکن و آب رسانی و جاده سازی و... نقش اول را داشته باشد که بخواهد قولش را به مردم منطقه بدهد. بنابراین باید دقت کنیم با وعده های سنگین، فریب نخوریم و حدود و اختیارات نامزدها را بدانیم. اما در انتخابات ریاست جمهوری، سوال مورد نظر به جاست و مردم از رئیس جمهوری آینده بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی را انتظار دارند.

نکته دوم: گذشته از آنکه اصل شرکت در انتخابات و رای دادن، واجب عقلی و شرعی و سیاسی محسوب می شود و نتیجه آن در درجه دوم اهمیت است، باید دانست که نیت در رای دادن اقتصاد و معیشت نباشد؛ بلکه تقویت نظام اسلامی و رضای الهی باشد.

و نکته سوم اینکه باید سطح رضایت مندی مردم از وضع اقتصادی تعریف روشنی داشته باشیم و از کلی گویی بپرهیزیم. اما در هر حال ما نیز می پذیریم که عموم مردم از نظر اقتصادی در وضع مطلوبی نیستند و با فقر و فساد و بیکاری دست و پنجه نرم می کنند و مقام معظم رهبری نیز در سال گذشته این مساله را به گونه های مختلفی به مسئولین  تذکر داده اند و حتی تصریح فرمودند: «مردم گله مندند».

اما پاسخ اصلی:

بخشی عظیمی از مشکلات اقتصادی معلول سبک زندگی و رفتار ما مردم و البته مسئولین به ویژه در «ولایت مداری» است. ما در بسیاری از عرصه های علمی، پزشکی، فناوری های نوین، هسته ای، دانش های بنیادین، علوم عقلی و فقهی و کلامی، عرصه های دفاعی و نظامی دریایی و هوایی و... پیشرفت داشته ایم، اما در عرصه اقتصادی پیشرفت چشمگیری نداشته ایم! چرا؟ چون هرجا به سخن رهبری عمل کردیم، پیشرفت حاصل شده و در جایی که توجه نکرده و جدی نگرفتیم، پیشرفتی نکردیم، بلکه متضرر هم شده ایم. همچنانکه در عرصه نظامی «قاسم سلیمانی» مطیع محض ولایت داریم، یک «قاسم سلیمانی» در عرصه اقتصادی می خواهیم. هم در بین مسئولین و هم در بین خود ما مردم که همچون سربازان ولایت عمل کنیم.

اما چه کنیم وقتی هشت سال است شعار اقتصادی می دهند و مردم و مسئولین اهتمام و اقدام جدی نمی کنند. حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف (سال 88). همت مضاعف کار مضاعف (سال89)، جهاد اقتصادی (سال90)،  تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانى (سال91)، حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی (سال 92)  اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی (سال 93)، اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل (سال95)، اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال (سال96).

حال  آیا  اگر مسئولین کوتاهی کردند، مردم وظیفه ای ندارند؟ چرا کالای ایرانی مصرف نمی کنیم؟ چرا اینقدر مصرف زده و اسراف کاریم؟ در برق، آب، گاز، بنزین، نان، میوه و...که بی شک همه این موارد در گرو نوع نگاه ما به زندگی و توقع و سطح انتظارات ما از آن و در یک کلام «سبک زندگی» است که باز هم به این مساله در سال 91 تصریح فرمودند. اما باز هم جز در حد چند کتاب و کنفرانس و همایش، اقدام عملی چه کردیم ئو با گذشت حدود پنج سال، چقدر به انتظارات رهبر انقلاب نزدیک شده ایم؟ متاسفانه به دنبا لذت طلبی و طاحت طلبی هستیم و از فرهنگ جهاد و مبارزه فاصله گرفته ایم. حضرت آقا جمله ای طلایی  دارند که می فرمایند: «زندگی یک مبارزه است»  در حقیقت ترجمه آزادی از این آیه شریفه است که فرمود: «یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى‏ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیهِ».  از همان آغاز که فرزندی به دنیا می آید، سختی هایش شروع می شود و هر چه بزرگتر می شود، مشکلاتش هم بزرگتر می شود. تا وقتی ازدواج می کند و دور جدیدی از سختی ها شروع می شود که باید به تنهایی به دوش بکشد؛ و این چرخه همین طور تا آخر دنیا ادامه دارد.  البته زندگی لذت ها و شیرینی هایی دارد. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً» ؛ اما به ددلیل خاصیت این دنیا، معمولا سختی ها غالب است و برای لذت چند ثانیه ای، باید رنج چند ساعته کشید.

بخشی از این رنج ها جسمی و برخی روحی است. در دسته بندی دیگر، بخشی اختیاری و بخشی غیر اختیاری و جبری است. اگر به قانون الهی تن ندهیم باید به قانون آفرینش و طبیعت تن بدهیم. اگر سختی های خدایی را نپذیریم، باید سختی های غیرخدایی و دنیایی را بپذیریم. خداوند اما پیشنهادی می دهد: رنج بکش، اما لذت بخش و پر فایده! مصداق بارز آن، جهاد نظامی است. سراسر ناامنی و رنج و اضطراب و ناراحتی. اما در نهایت آرامش و اطمینان و یقین و پر از اجر و مزد: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فی‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ».

مبارزه و جهاد یک زن چیست؟ خانه داری و همسرداری! رنج و سختی است اما پر اجر و شیرین! و حالی که برخی زنان و دختران ما به دنبال مسئولیت های غیر ضروری و دلخواه خود می روند و در نقشی غیر از نقشی که برایشان تعریف شده، بازی می کنند. رنج هم می کشند، اما بی فایده! برخی از مردان و پسران ما نیز همینطور. برخی زنان مشغول کار در ادارات و کارخانه ها شده اند، و برخی مردان در خانه بیکار به دنبال فساد و اعتیاد!

ما هرگاه به دستور دین و رهبران آن عمل کردیم، هم رنج کمتری کشیدیم و هم نتیجه گرفتیم. اقتصاد مقاومتی، اصلاح الگوی مصرف و اصلاح سبک زندگی سخت است، اما شدنی و ممکن؛ چراکه آسانی ها در پی دارد.

پاسخ دیگری که می توان به این سوال انتخاباتی داد، اینکه: استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی هزینه دارد و به فرموده حضرت امام(ره) ملتی که برای استقلال خون داده، اهل مقاومت اقتصادی هم هست. اگر بخواهیم از منابع و ثروت های خود نیز استفاده کنیم، دشمن مانند مار زخم خورده، دوست ندارد آب خوشی از گلوی ما پایین برود. به فرموده حضرت امام(ره): کشوری که برای استقلال کشورش خون داده، مشکلات را هم باید تحمل کند.  وقتی از خانواده جدا می شوی که مستقل زندگی کنید، باید مشکلاتش را هم پذیرا باشید. کشوری که از وابستگی به شرق و غرب رها شده و به آزادی و استقلال دست یافته، باید روی پای خودش بایستد و چشم به دست بیگانگان ندوزد. در همه عرصه ها نه فقط اقتصادی! و این زحمت و رنج دارد.

راه حل برون رفت از این مشکلات اقتصادی دو نوع است: اول: التماس به بیگانه و وابستگی به کشورهای شرق و غرب! و دوم: استقلال و اعتماد ملی نسبت به باورها و اعتقاد به «ما می توانیم».

بنابراین، عمده راه حل مشکلات اقتصادی به دست خود ما مردم و مسئولین است. به ویژه مردم که باید در اصلاح الگوی مصرف، سبک زندگی اسلامی در درآمد و هزینه های شخصی (مانند پس انداز، صرفه جویی در آب و برق و گاز و تلفن همراه، برنج و نان، شب نشینی های غیر ضروری، لوازم آرایش و مسافرت های غیر ضرور، چشم و همچشمی و....) مراقبت و ملاحظه داشته باشیم. در این صورت، بسیاری از مشکلات قابل تحمل خواهد بود و زیر بار تحریم و فشارهای اقتصادی داخل و خارج، کمر شکسته نمی شویم و نظام اسلامی را از سال های موقت رنج و سختی عبور می دهد تا در آینده ای نزدیک لااقل در زندگی فردی خود با مشکلات اقتصادی کمتر مواجه شویم.

البته یادآور می شویم این همه به معنای تبرئه مسئولین نیست و آنان را در مشکلات اقتصادی کشور اعم از وضع معیشتی، مسکن و ازدواج و... مسئول می دانیم و همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند از کم کاری مسئولین گله مندیم و باید به مسئولی رای دهیم که درد مردم را بفهمد و به فکر معیشت مردم نیز باشد.

شبهه پنجم:

 چرا باید به اصلح رای داد در حالی که تمام این افراد را نظام و شورای نگهبان مهر تایید زده است؟!

ما همانطور که در سایر عرصه های زندگی سعی می کنیم بهترین را انتخاب کنیم، در بین گزینه های انتخابی نیز باید بهترین را انتخاب کنیم.

همچنان که در موضوع رای سفید اشاره شد، شرکت کنندگان باید تلاش کنند تا انتخابشان به نفع نام و انقلاب تمام شود. بنابراین در بین افراد کاندید، باید به کسانی رای دهند که معیارهای نظام و انقلاب و رهبری نزدیک تر هستند؛ چراکه تایید شورای نگهبان در انتخابات ریاست جمهوری، به معنای این است که این افراد حداقل شرایط را برای اداره کشور دارند، و این تکلیف دیگران است که از بین نامزدها بهترین را برگزینند. به ویژه آنکه با شرایط فعلی انقلاب و در شرایط بغرنج ناامنی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و نیاز شدید به تقویت باورها و ارزشها در ایران اسلامی و تقویت و صدور انقلاب اسلامی، نباید به حداقل ها اکتفا کرد و به فرموده رهبر انقلاب امروز روزی نیست که به حداقل ها اکتفا کنیم. 

بهترین راه تشخیص اصلح، مراجعه به سخنان حکیمانه رهبر انقلاب است تا آنچه مورد نظر ایشان است اتفاق بیفتد که به یقین برای کشور بهتر است. از جمله فرمودند: «در درجه اول انسان های مومن و با ایمان را انتخاب کنید. تبلیغات دشمنان و پیروان آنها در راستای کمرنگ کردن ایمان در جامعه است....اگر ایمان نباشد، لیاقت و کارآیی هم به کار نخواهد آمد. فردی که لایق تر است اگر ایمان نداشت، بیشتر دزدی می کند و لطمه می زند».  البته نباید گفت مگر کاندیداها بی دین اند که با ایمانشان را پیدا کنیم؟ باز منظور ایمان حداکثری است. کسی که اطلاعات دینی کافی و مورد نیاز را برای تقوای خود و اداره کشور داشته باشد یا اگر از این اطلاعات بی بهره است، با علما و روحانیون مطئمن ارتباط موثر داشته باشد.

یا در جای دیگر فرمودند: «بهترین کیست؟...شاخص هایی وجود دارد: بهترین آن کسی است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بفهمد، با مردم یگانه و صمیمی باشد، از فساد دور باشد. دنبال اشرافیگری خودش نباشد....مردمی باشند، ساده زیست باشند...این از نظر من شاخص مهمی است».

بنابراین مهمترین شرط در افراد کاندیدا در همه انتخابات ها، ایمانی بودن و اهتمام به امور مردم است که در بین شعارها و سخنرانی ها و گفتگو ها نمایان خواهد بود که با تحقیق و پرس و جو، این مهم نیز قابل حل است.

شبهه ششم:

چرا رهبر معظم انقلاب از مخالفین هم درخواست حضور در انتخابات دارند؟ آیا این التماس به مخالفان و ضد انقلاب ها، نشانه ضعف نظام نیست؟

انتخابات در هر کشوری، مظهر دموکراسی و در تمام کشورها برای مردم آن کشور یک واجب سیاسی است. یعنی صرف نظر از دین و آیین افراد شرکت کننده، کشور و ملیت در درجه اول اهمیت قرار دارد و هر یک رای، یک پشتوانه برای آن کشور محسوب می شود.

در نظام اسلامی نیز بنابر قانون، برای رای دهندگان شرط دینی و اعتقادی قرار نداده اند و این یعنی هر کس به سرنوشت کشور خود علاقمند است، می تواند در انتخابات شرکت کند و این همان حقی است که در پاسخ به پرسش اول توضیح داده شد و برای انقلابی و غیر انقلابی و حتی ضد انقلابی وجود دارد. البته بدیهی است که شرکت در انتخابات یعنی تایید نظامی که از ایرانی بودن جدا نیست.

بسیاری از علاقمندان به انقلاب اسلامی در کشورهای دیگر هستند که دوست دارند برای تقویت جمهوری اسلامی در انتخابات ایران شرکت کنند و آنان هم در تقویت این نظام سهمی داشته باشند، اما نمی توانند. سعادت برای ملتی است که بتواند در چارچوب دین در مورد کشورش تصمیم گیری داشته باشد. برخلاف کشورهای دیگر که هم نظامشان مشروعیت دینی ندارد، و هم انتخاباتشان فرمایشی و نمایشی است و هم درصد شرکت کنندگان بسیار اندک است و نهایتا از 35 تا 60 درصد واجدین شرایط رای می دهند.  با اینکه در برخی کشورها انتخابات اجباری است!  در ایران میانگین شرکت کنندگان در دوره های مختلف انتخابات مجلس از 51 تا 71 درصد واجدین  و در انتخابات ریاست جمهوری از 50 تا 79 درصد واجدین شرایط بوده است.

با این حساب باید گفت: کسانی که در انتخابات شرکت نمی کنند، خود را از حق و فرصت کم نظیر مشارکت سیاسی محروم کرده اند. روشن است که هر چه پشتوانه مردمی نظام ضعیف تر باشد، امنیت آن نظام به مخاطره می افتد و شرایط امروزه به گونه ای نیست که بنشینیم و بگوییم من از حق خود گذشتنم و رای نمی دهم! چون عدم حضور ما، ولو آنکه مخالف نظام جمهوری اسلامی باشیم، یعنی چراغ سبز به دشمنی که اطراف ایران را محاصره کرده و در سوریه و عراق با خط مقدم ایران اسلامی، در حال مبارزه است. این ناامنی حتی برای مخالفان نظام - البته از بین مردم نه منافقین -  مطلوب نیست.

شبهه هفتم:

نظام، رئیس جمهور از قبل مشخص کرده و انتخابات فقط نمایش سیاسی برای نظام است. اگر هم رای بدهیم بالاخره کسی را که می خواهند سر کار می آورند و رای مردم را دستکاری می کنند.

اولا: با ساز و کاری که نظام تعیین فرموده از جمله وجود نمایندگان کاندیداها در شعب اخذ رای و حضور آنان تا پایان شمارش آراء، احتمال تقلب هم مردود است چه رسد به دستکاری و تحریف و فرمایشی بودن انتخابات. یعنی ضمانتِ عدم تحرف و دستکاری آراء مردم، وجود شورای نگهبان به عنوان ناظر انتخابات است و وزارت کشور به عنوان مجری برگزار کننده انتخابات است که راههایی قانونی نیز برای اعتراض و پی گیری آراء توسط نمایندگان کاندیداها وجود دارد و شائبه تقلب و جابجایی و گم شدن رای و امثال آن پیش نمی آید و اگر در مواردی اتفاق افتاده باشد، بسیار نادر و با تغییر نه چندان محسوس در نتیجه آراء بوده است.

ثانیا: تجربه انتخابات قبلی نشان داده که پیش بینی دوست و دشمن در فرد انتخاب شوند، علاوه بر آنکه وحدت نظری وجود نداشته، در بسیاری از موارد درست نبوده و رای مردم تعیین کننده نهایی است. نمونه های بارز آن در انتخابات ریاست جمهوری در سال های 76، 84 و 92 است که فرد انتخاب شونده، برخلاف گرایش سیاسی دولت و نیز پیش گویی ها و گمانه زنی های رادیوهای بیگانه و شبکه های ماهواره ای، بر مسند خدمت نشست.

ثالثا: امروزه دیگر حتی دشمنان اصل انتخابات در نظام اسلامی را پذیرفته و از فرمایشی بودن آن سخن نمی گویند، بلکه سعی می کنند با معرفی و حمایت از کاندیدای خاصی که به گمانشان می تواند آنان را به رویاهایشان نزدیک کند، آراء مردم را جهت دهی می کنند. حتی برخی مخالفان نظام نیز علیرغم تحریم انتخابات از سوی همفکرانشان، باز در انتخابات شرکت می کنند و احتمال تقلب نمی دهند و امید دارند کاندیدای مورد نظرشان رای بیاورد.

بنابراین باید نسبت به این گونه سخنان بی اساس که فقط با نقل و تکرار زیاد و القاء شیاطین انسی در برخی اذهان نهادینه می شوند، بی اعتنا بود و نعمت بزرگ اعتماد متقابل و وحدت و همدلی مردم و نظام را قدر دانست و تنها به خوشنودی رهبر معظم انقلاب اندیشید و خواست ایشان را مقدم کرد.

ناگفته نماند تاثیر گذاری این شبهات همزمان با ضعف اعتقادی نسبت به مبانی انقلاب و خط امام و رهبری اتفاق می افتد که تبیین آنها از مهمترین وظایف روحانیون، مسئولان فرهنگی و رسانه هاست.

***

خلاصه شبهات انتخاباتی:

یک: انتخابات در نظامی که ولایت فقیه دارد چه معنی دارد؟ چرا رهبر رئیس جمهور را انتخاب نمی کند؟

پاسخ: انسان ها آزاد آفریده شده اند و خدا و پیامبرش نیز آنها را مجبور به انجام کاری نمی کند؛ چه رسد به رهبر و مجری قانون.

دو:  با انتخاب خود، شریک گناه آن مسئول می شویم. پس شرکت نمی کنیم.

پاسخ: ما مامور به تکلیف خود هستیم و میزان حال فعلی افراد است. ما باید با نیت تقویت نظام اسلامی، به فرد اصلح رای بدهیم. اگر کوتاهی نکرده باشیم، اگر رای نیاورد ماجوریم و اگر رای بیاورد و دچار خطا و گناهی شود، مسئول گناه و اشتباه او نیستیم.

سه:  در انتخابات شرکت می کنیم اما رای سفید می دهیم، چون نمی دانیم کدامشان مفیدند!

شرکت در انتخابات و رای سفید دادن، یک دوگانگی است. یعنی: من نظام را قبول دارم و تایید می کنم، اما افرادی که نظام تایید کرده قبول ندارم!

چهار: چرا رای بدهم وقتی کاری نمی کنند و همه شان خرابکار از آب در می آیند! به خصوص در وضع اقتصادی کسی کاری نمی کند.

ریشه مشکلات اقتصادی از عدم اطاعت مردم و مسئولین از رهبری نظام است؛ چراکه ایشان هفت سال شعار اقتصادی می دهند، اما خودمان آنها را رعایت نمی کنیم و اهمیت نمی دهیم؛ چه رسد به مسئولین. البته باید مطالبه کرد و کم کاری مسئولین را تذکر داد.

پنج:  چرا باید به اصلح رای داد وقتی شورای نگهبان همه را تایید کرده است؟

هیچ عاقلی در زندگی به کم و حداقل بسنده نمی کند. در عرصه سیاست نیز برای پیشرفت و تحول نظام اسلامی، مانند سایر عرصه های زندگی، باید بهترین را انتخاب کرد.

شش:  چرا رهبر انقلاب می گویند حتی مخالفان هم رای بدهند؟ این نشانه ضعف نظام نیست؟

پاسخ: شرکت در انتخابات، به معنای تایید و تقویت جمهوری اسلامی است. تضعیف نظام علاوه بر آنکه حرام شرعی است، چراغ سبز و امید دادن به دشمن برای ضربه زدن به نظام است.

هفت:  نظام، رئیس جمهور از قبل مشخص کرده و انتخابات فقط نمایش سیاسی برای نظام است. دیگر چرا رای بدهیم!

پاسخ: ساز و کارهای پیش بینی شده در قانون، مانع هرگونه تخلف انتخاباتی است و در صورت اعتراض، باز هم راهکار قانونی وجود دارد. علاوه بر آنکه دشمن نیز خود به هدایت آراء مردم می پردازد و از سیاست تحریم انتخابات ناامید شده و حتی مخالفان نظام نیز به امید رای آوری کاندید مورد نظرشان در انتخابات شرکت می کنند.

 

هادی قطبی

دفتر فرهنگی 57

احیای تفکر امام و ر هبری

کانال تلگرام: @farhangy57

 متن کامل همراه با آدرس مطالب بصورت فایلPDF

 

سند 2030 چیست؟

۲۵
ارديبهشت

                                            امضاء  سند 2030 توسط دولت مردان

1- سند 2030 صریحاً می‌گوید هر نوع تربیت دینی خلاف حقوق بشر است

 2-براساس این سند تعهد داریم در برابر غرب پاسخگو باشیم و بگوییم چطور سیاست‌های آنها را در مدارس‌مان اجرا کردیم.

 3-طبق این سند در مدارس ما همجنس‌بازان می‌توانند کلاس آموزشی داشته باشند

4-براساس سند 2030  مستشاران خارجی باید به آموزش و پرورش ما نظارت کنند.

5-اصل 77 قانون اساسی می‌گوید که مجلس باید بر این قراردادها نظارت کند، این سند اصلاً به مجلس نرفته است

6-وزارت امور خارجه بسیاری از قراردادها مثل همین سند را می‌گویند الزام‌آور نیست ولی بعد مشخص می‌شود اگر اجرا نکنیم، محکوم می‌شویم.


سوال یک #طلبه از آقای #روحانی:

جناب روحانی سلام

بنده به عنوان یک طلبه درس خارج حوزه علمیه قم از شما چند سوال ساده دارم:

مدتی قبل با خبر شدم که دولتِ جنابعالی سندی امضا کرده به نام سند 2030 یونسکو...

من حرفهای زیادی در مورد بندهای زیان‌بارِ این سند شنیده ام که از آنها می گذرم...

حتی به این هم کار ندارم که رهبرِ معظم انقلاب به شدت با امضای این سند مخالفت کرده و فرمودند: «اجازه ی اجرای آن را نمی دهیم »

بحث من این است:

جناب روحانی!

یکی از مفاد سندِ2030 حذف موانع جنسی، و آموزش جامع مسائل جنسی به بچه‌هاست...

و متاسفانه کتابی در دولت شما به چاپ رسیده و در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود، که حاوی تصاویر روابطِ جنسی و عکسهای لخت زن و مرد بوده ، و برای کودکانِ بالای #چهار سال ریز به ریز اندامِ جنسی زن و مرد را تشریح می کند

آقای روحانی!

مگر شما طلبه ی حوزه ی علمیه نیستید؟ تا به حال در کتب دینی و روایات ندیده‌اید که اهل بیت (ع) به شدت با نمایان کردن اندام جنسی جلوی کودکان مخالفت کرده‌اند؟ آیا قرآن نخوانده‌اید که می‌فرماید: بچه ها حتی زمانی که به سن بلوغ هم نرسیده اند ، باید سه جا برای ورود به خلوت والدین اجازه بگیرند ، که یکی از آن زمانها ، به تصریحِ آیه 58 سوره نور زمانی ست که زن و مرد لباس مناسبی تنشان نیست؟

آیا نشنیده‌اید که اسلام دستور می دهد: پدر و مادر وقتی فرزندشان ممیز است ( یعنی خوب و بد را تشخیص می دهد ) باید پوشش لازم را جلوی او رعایت کنند؟

اگر کمی وقت بگذارید و متون دینی را مرور کنید، متوجه خواهید شد که دین اسلام پر است از مباحثی که گوشزد میکند مسائل جنسی را برای کودکان باز نکنیم؟ چون روانشناسان می گویند:

«کودکان از زمان کودکی(قبل از بلوغ) غریزه ی جنسی دارند که به شکلهای گوناگونی بروز می‌نماید. کودک از بوسه‌ها و نوازش‌های افراد لذت می‌برد. در دو سه سالگی به اختلاف دختر و پسر پی می‌برد و با دقت و کنجکاوی به آلت تناسلی دیگران نگاه می کند. قدری که بزرگ تر می‌شود، مجذوب عکس های لخت و نیمه عریان شده و خیره خیره به آن نگاه می‌کند... تا دوران ده سالگی با همین حال زندگی می کند و غریزه جنسی او بطور کامل بیدار نشده و در حالت ابهام می‌باشد... لذا پدر و مادر باید متوجه باشند که کودکان قبل از بلوغ از لحاظ رشد بدنی و فکری برای تولید نسل و اعمال غریزه جنسی آمادگی ندارند، بدین جهت خداوند غریزه جنسی آنها را پیش از بلوغ به حالت خفته و ابهام نهاده است...»

آقای روحانی!

روانشناسان بعد از توضیح مباحث بالا به یک مساله کلیدی اشاره کرده و تاکید می کنند که:

«والدین بدانند صلاح فردی و اجتماعی کودکان در اینست که غریزه جنسی آنان قبل از بلوغ بیدار و تحریک نشود. و اگر غریزه جنسی کودک بطور زودرس و پیش از بلوغ بیدار گردد، مشکلاتی در زندگی او به وجود می‌آورد که ممکن است موجبِ بدبختی و انحراف او گردد. به همین علت در اسلام هر کاری که موجب تحریک غریزه ی جنسی کودک قبل از بلوغ می شود منع شده است ( مثل رابطه جنسی والدین جلوی کودک که امام صادق می فرماید اینکار موجب میل کودک به زنا می شود و ...)


آقای روحانی

شما که لباس طلبگی بر تن داری!

این همه روایت منع کننده و آیه ای که به وضوح آموزش جنسی را به کودکان منع می کند ، در کتب اسلامی ندیده‌اید ؟

با روانشناسان متخصص و متعهد مشورت نکردید تا به شما بگویند بیدار کردنِ میل جنسی کودکان قبل از بلوغ خطرناک است؟

چطور حاضر شدید چنین سند ضد دینی و غیر علمی را امضا کنید؟


اما سوالی دیگر:

آقای روحانی!

علاوه بر اینکه دولت شما سندی ضد دینی را امضا کرده ، امضای سند ملی آموزش 2030 و دادن تعهد به یونسکو با چند اصلِ قانون اساسی نیز مخالف است،که به یکی از آنها اشاره میکنم:

این سند با اصل 77 قانون اساسی معارض است. اصل 77 قانون اساسی می‌گوید: عهدنامه‏‌ها، قراردادها و موافقت‏‌نامه‏‏‌های بین‌‏المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد ، در حالیکه سند 2030 بدون تصویب مجلس امضا شده...

و این یعنی قانون شکنیِ واضحِ دولت شما ، که در واقع مجریِ قانون بوده اید...

حال من چطور می توانم در انتخاباتِ پیشِ رو به شما که اینگونه قانون شکنی کرده اید، اعتماد کرده و رای دهم و با چه امیدی سکان اجرای قانون را به شما بسپارم؟

آقای روحانی!

شما یا از قانون خبر نداشته‌اید که این نشان از عدم تخصص شماست و به فرمودهٔ شهید چمران: کسی که تخصص ندارد،اگر مسئولیت قبول کند، بی‌تقواست

یا با علم به قانون چنین سندی را امضا کرده‌اید که این هم قانون‌شکنی محض است و هیچ انسان عاقلی به قانون شکن ، برای اجرای قانون رأی نمی‌دهد...

امیدوارم مخالفین و موافقین دولت با منطق استدلال به سوالات من پاسخ دهند ، نه با توهین؛ چون سوالات مستند به دین و قانون می‌باشد ...


برای مطالعه بیشتر و دریافت فایل PDF روی لینک کلیک کنید.


حمایت از دین اسلام

۲۵
ارديبهشت


برای دریافت متن کامل بصورت فایل PDF روی دریافت کلیک کنید.

چرا باید رأی بدهیم؟

نا امید کردن دشمن:

نا امید کردن از تهاجم فرهنگی نا امید کردن از تحریم ناامید کردن از تهدید. آخرین سلاح دشمن برای ضربه زدن همین اقتصاد است برای جدا کردن ملت از نظام، و تبدیل کردن ایران به  مثل کشورهای منطقه، یعنی همان بلایی که سر لیبی، عراق، افغانستان، سوریه و... آوردند. وقتی دشمن ببیند یک ملت چنین پای کشورش ایستاده قطعاً امیدش برای ضربه زدن کم خواهد شد.

وجود دو نگاه متفاوت در کشور:

وجود دو جریان بسیار متفاوت که هرکدام برنامه و راهبرد خاصی را برای اداره کشور دارند. این دو رویکرد همواره در انتخابات بوده اند و در این سی و هشت سال مردم و انقلاب هر دو نوع مدیریت را تجربه کرده اند. و اینکه کدام مدیریت یا کدام نگاه سکان اجرایی کشور را برعهده بگیرد وابسته به انتخاب من و شما است، هر یک رای در انتخاب یکی از این دو نگاه بسیار موثرمی باشد و آینده سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی متفاوتی را رقم میزند، آینده ای که با جزیی ترین مسائل زندگیمان در ارتباط است. پس سطحی فکر نکنیم، گمان نکنیم رأی ما بی تأثیر است. البته در دفاتر دیگر تفاوت های کامل این دو نگاه به طور کامل خواهد امد.

پیامی مهم برای ملت های دنیا:

اولاًدولت های مستکبر و زورگو خودشان را جمع می کنند، به خودشان اجازه نخواهند داد که با هر ادبیاتی با ایران سخن بگویند، به راحتی نخواهند توانست برای تحریم اجماع جهانی ایجاد کنند، اجماعی که همواره یکی از دلایلشان نبود حقوق بشر در ایران است، اما مشارکت حداکثری و حمایت مردم این دلیلشان را بی اثر خواهد کرد، در حالی که بدترین تحریم بعداز فتنه 88 اعمال شد و توانستن اجماع جهانی ایجاد کنند، به قول خودشان برای نجات ملت ایران.

ضمناً ملت های آزاده با احترام و عزت از ایران یاد خواهند کرد. و امیدوارانه به مبارزه شان علیه ظلم را محکمتر از قبل ادامه خواهند داد، با قوت قلب بسیار، مردمی که لحظه به لحظه اخبار ایران را پیگیری می کنند.

امراء مصلحین جامعه:

دو گروه نقش زیادی در تعیین سرنوشت یک جامعه ایفاء می کنند: «علما، دانشمندان و نخبگان»، «امراء، کارگزاران و سیاستمداران». دو گروهی که به تعبیر نبی مکرم اسلام (ص)، اصلاح آنان ملازم با اصلاح جامعه است و فساد آنان نیز:

✳️«صِنفانِ‏ مِن‏ اُمَّتِى إذا صَلَحا صَلَحَ اُمَّتِى وَ إذا فَسَدا فَسَدَ اُمَّتِى؛ قِیلَ یا رَسولَ الله: وَ مَن هُما؟ قال: الفُقَهاء و الأُمَراء؛ از امت من دو دسته‏اند که اگر صالح شدند امت من صالحند و اگر فاسد شدند امت من فاسد گردند؛ گفته شد: این دو چه کسانی هستند؟ فرمود: «علماء» و «کارگزاران».»  

بنابراین، بدون شک مسئولین اجرایی یک جامعه، می توانند یکی از مصادیق مصلحان اجتماعی باشند که سیاست ها و برنامه ریزیهایشان نقش زیادی در اصلاح مردم جامعه دارد.

حال چگونه می شود از کنار انتخاب مصلحان اجتماعی که بسیاری از شئون ما و فرزندانمان را تأثیر گذارند عبور کرد؟ 

هم حق و هم تکلیف:

انتخابات، مظهر حضور مردم است. انتخابات، هم حقّ مردم و هم وظیفه‏ى آن‏هاست. حقّ مردم است؛ براى اینکه بیایند و مدیر اجرایى کشور را انتخاب کنند. تکلیف‏ مردم است؛ چون با حضور شما، نظام تقویت پیدا مى‏کند؛ اسلام عزیز مى‏شود؛ حاکمیت اسلام در دنیا سرافراز مى‏گردد و توطئه‏ى دشمن- که اسلام را به جدایى از آراء مردم متّهم مى‏کند- باطل مى‏شود. حضور شما مى‏تواند دفاع از اسلام و کشور و انقلاب محسوب شود.

بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند.
بر همین مبنا ضمن تأکید بر حق افراد برای شرکت در انتخابات باید گفت که اگرچه رأی دادن برای تک تک افراد بعنوان حقی شمرده می شود، اما با در نظر گرفتن جایگاه افراد در یک نظام اسلامی، حضور در انتخابات به لحاظ ارتباط این حق با حقوق دیگران و نیز از جهت حفظ نظام اسلامی از خطرات و تهدیدات، در عین یک تکلیف و وظیفه نیز قلمداد می شود.

برای مقابله با اسلام است:

«توانایی بی‌بدیل اسلام در رشد و شکوفایی جوامع انسانی»، «ظرفیت شکل‌دهی به تمدن توأمان مادی و معنوی» و نیز «قدرت اسلام در مقابله با ظلم و تعدی» از دلایل اصلی دشمنی مستکبران با دین مبین اسلام می باشد
تشکیل گروه‌های تروریستی به نام اسلام و تفرقه‌انگیزی میان کشورهای اسلامی از جمله در عراق و سوریه و بحرین و یمن از توطئه‌های آمریکای ظالم و رژیم خبیث صهیونیستی برای مقابله با اسلام است.
البته ظالمان جهانی با جمهوری اسلامی بیشتر از دیگر کشورهای مسلمان دشمنند اما مشکل اصلی آن‌ها اصلِ اسلام است و این واقعیت را باید همه‌ی مسلمانان درک کنند.
الان هم همه تلاششان را می کنند انتخابات را دچار مشکل کنند، اینها همه به خاطر اصل اسلام است.

هرچه بکاریم درو می‌شود:
نکته بعدی این است که آحاد ملت ما باید بدانند آنچه بکارند، میدروند. بعضی ممکن است در رأی‌گیری شرکت نکنند؛ بعد بگویند چرا فلان کار نشد. شما باید شرکت میکردید و آن کسی را که فکر میکنید میتواند این کار را انجام دهد و میپسندید، انتخاب میکردید تا آن‌طور که میخواهید، بشود. نمیشود ما در انتخابات شرکت نکنیم؛ بعد نتیجه انتخابات احیاناً آن‌طور که ما میپسندیم، نشود؛ سپس بگوییم چرا نشد! بله، وقتی انسان شرکت نکند، همین است. همه باید شرکت کنند؛ این یک وظیفه است؛ هم وظیفه اسلامی است، هم وظیفه میهنی و ملی است و حفظ عزّت و شوکت کشور به این وابسته است، هم وظیفه سیاسی است - کسانی که فهم و تشخیص سیاسی دارند، وظیفه دارند وارد شوند - هم وظیفه اخلاقی است؛ حقوق مردم اقتضاء میکند که در این میدان وارد شوند. کارهایی که باید در این کشور انجام گیرد، اقتضاء میکند که انسان در این میدان وارد شود. انتخابات را مغتنم بشمارید و قدر بدانید و در آن شرکت کنید؛ حادثه بسیار مهمّی است

نقش و جایگاه رئیس جمهور در کشور
رئیس جمهور در کشور ما نقش بسیار مهمی دارد؛ تبلیغات بیگانه میخواهد عکس این را نشان دهد. آنها دشمنانه حرف میزنند. رئیس جمهور یکی از مؤثرترین، و در دستگاه اجرایی مؤثرترین عنصر برای حل مسائل کشور است. در میان مسؤولان کشور، هیچ مسؤولی به قدر رئیس جمهور در قانون اساسی ما امکانات و تواناییها و عرصه‌ی عظیم خدمتگزاری ندارد. بودجه‌ی کشور و همه‌ی مسؤولان طراز اول اجرایی کشور در اختیار اوست؛ اوست که میتواند کشور را آباد کند و از لحاظ علمی و صنعتی و مسائل انسانی و یا از لحاظ امنیت، کشور را به پیش ببرد؛ کفایت و تواناییهای اوست که میتواند زندگی را در کام مردم شیرین کند. آنچه مورد نیاز ملت و کشور است، رئیس‌جمهورِ کارآمد و باکفایت است. مسؤولیت‌های حساس و تاریخىِ امروز بر دوش رئیس قوه‌ی مجریه‌ی ماست. قانون همه چیز را در اختیار رئیس قوه‌ی مجریه قرار داده است.
در قانون اساسی ما، رئیس‌جمهور مقام والایی است. در قانون اساسی، هم وظایف سنگینی بر دوش رئیس‌جمهور گذاشته شده - که در اصول مختلف آن مطرح گردیده است - هم اختیارات و امکانات زیادی در اختیار رئیس‌جمهور است. در مجموعه نظامِ قانون اساسی ما، این اختیارت و امکانات و وظایف، منحصر به فرد است. رئیس‌جمهور اختیارات فراوانی دارد: قوّه مجریّه و بودجه کشور و وزارتخانه‌های گوناگون در اختیار اوست

حضور حداکثری
در زمینه‌ی مشارکت مردم، هر طور که میتوانید، روی خانواده‌ها و دوستانتان کار کنید. مشارکت، یکی از اساسیترین مسائل است. حضور مردم برای پیشرفت و صیانت کشور لازم است. نه این‌که اگر عده‌ی زیادی شرکت نکردند، اینها به نظام «نه» گفته‌اند؛ به‌هیچ‌وجه این‌طوری نیست. آنهایی که به‌خاطر «نه» گفتنِ به نظام نمیآیند، درصد خیلی کمیاند. یکعده به‌خاطر بیحالی نمیآیند؛ یکعده به‌خاطر بیحوصلگی نمیآیند؛ یکعده روز جمعه کار دیگری دارند و نمیآیند؛ اینها را شما راه بیندازید. والّا کسانیکه معتقد به نظام و قانون اساسی نیستند و دلشان برای بیگانگان و نفوذ آنها پر میزند و منتظر آمدن بیگانگان هستند، درصد بسیار کمیاند. خیلیها ممکن است پای صندوق‌ها نیایند؛ به‌خاطر این‌که حوصله‌اش را ندارند، وقتش را ندارند، درست اهمیت قضیه را نمیدانند، متوجه تأثیر رأی خودشان نیستند یا به کسی که به او اطمینان و اعتماد کنند، نرسیده‌اند؛ یا کسی را هم که شناخته‌اند، نپسندیده‌اند؛ لذا نمیآیند. تلاش شما باید این باشد که مشارکت را به معنای حقیقی کلمه حداکثری کنید.

حتی کسانی که نظام را قبول ندارند در انتخابات شرکت کنند:
بنده گفته‌ام و باز هم میگویم که آن کسانی که حتّی نظام را قبول ندارند بیایند در انتخابات شرکت کنند، رأی بدهند، امّا نه‌اینکه کسی که نظام را قبول ندارد، بخواهند مجلس بفرستند. هیچ‌جای دنیا چنین چیزی وجود ندارد که [وقتی‌] ما گفتیم آقا شما که نظام را قبول نداری بیا، بگوید خیلی خب، پس اجازه بدهید من به کسی رأی بدهم که او هم نظام را قبول ندارد؛ این معنی ندارد. در هیچ‌جای دنیا در مراکز تصمیم‌گیری، آن کسی که اصل نظام کشور را قبول ندارد راه نمیدهند؛ [حتّی‌] یک جاهایی با اندک تهمتی طرف را کنار میزنند. همین کشور آمریکا که امروز خودش را نماد آزادی و مانند اینها معرّفی میکند و یک عدّه آدمهای ساده‌لوح هم قبول میکنند و ترویج میکنند، در آن دورانی که جریان چپ در دنیا وجود داشت -اینها البتّه حالا مطرح نیست- اینها هرکسی را به اندک بیانی که نشان‌دهنده‌ی یک گرایش ضعیف به تفکّرات اقتصادیِ سوسیالیستی مثلاً بود، با قاطعیّت رد میکردند. کمونیست نبود، معتقد به کمونیسم هم نبود، معتقد به سوسیالیسم هم نبود، امّا [اگر] یک رگه‌ی مختصری در مسائل اقتصادی نشان میداد، ردّش میکردند؛ همین‌جایی که حالا اسم آزادی و اسم دموکراسی و مانند اینها را می‌آورند و به ما اعتراض میکنند که شما چرا شورای نگهبان دارید. بی‌حیاها! بنابراین اینکه ما مقیّد باشیم کسی برود در مجلس که نظام را، مصالح کشور را، ارزشهای اساسی کشور را تأیید بکند، تقویت کند، دنبال بکند، یک حقّ عمومی است. این هم در انتخابات و در سلامت انتخابات مؤثّر است.

رأی دادن با نیت خیر و خدایی:

واقعاً مردم قصد نیّت خیر بکنند، قصد خدایی بکنند؛ به قصد ایجاد اعتبار فزاینده برای کشور و استقلال کامل کشور در این کار بزرگ شرکت کنند که نتایجش هم همین هست؛ به عزّت ملّی، به استقلال ملّی پاسخ بدهند؛ یعنی این یک پاسخی به این نیاز بزرگ است. ما دشمنانی داریم و چشم طمع دوخته‌اند، بایستی این انتخاب ما جوری باشد که دشمنمان را مأیوس کند، ناامید کند؛ دقّت کنند، با بصیرت، با چشم باز رأی بدهند؛ ان‌شاءالله خدای متعال هم به آنها اجر خواهد داد. این از جمله‌ی حسناتی است که علاوه‌ی بر اجر دنیوی کوتاه مدّت و بلند مدّت، اجر اخروی هم دارد.

نکات مهم در مورد برنامه های دکتر سید ابراهیم رئیسی




دریافت کامل چهل نکته مهم در مورد انتخاب آیت الله دکتر سید ابراهیم رئیسی دریافت

تغییر به نفع مردم

۱۷
ارديبهشت

خادم الرضا

۱۷
ارديبهشت


انتخاب اصلح

۱۷
ارديبهشت

«الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ، أَلا! بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»

آنان که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام مى گیرد. آگاه باشید! که دلها تنها به یاد خدا آرام مى گیرد.


خیز تا از دَرِ میخانه گشادى طلبیم             بر دَرِ دوست نشینیم ومرادى طلبیم‏


حافظ  ره


اى سالکین واى همنشینان! حال که دانستیم از این عالم و تعلّقاتش، گشایشى معنوى و آرامشى براى ما حاصل نمى شود، و مراد خویش به آنها نخواهیم یافت، برخیزید و دَرِ خانه دوست را با یادش بکوبیم، تا به قربش راه یابیم؛

 

برگرفته از جلسات عرفانی علامه طباطبایی (ره)